یادداشتی درباره وقایع ۱۶ آذر ۸۸ در دانشگاه تهران

من همیشه معتقدم بودم و همچنان معتقد هستم که درک عمیق آنچه پیوسته در دانشگاه رخ می دهد، جز برای کسی که یکی دو سال دانشجوی دانشگاه مذکور بوده باشد ممکن نیست. اما الان قصد دارم درباره بدیهیاتی صحبت کنم که همه می فهمند!

در ۱۶ آذر ۸۸، چه چیزی واضح تر از این بود که سبزها برای ایجاد درگیری و زد و خورد به میدان آمده بودند؟! چه چیزی واضخ تر از این بود که سعی کردند از هر ابزاری برای تحریک و تنش زایی استفاده کنند تا دانشجویان را به جان هم بیندازند؟! به اعتقاد ما، این طیف افراطی هرگز دانشجو به حساب نمی آیند؛ حتی اگر کارت دانشجویی داشته باشند. دانشجو کسی است که علم و عقل، اصلی ترین ابزار او برای قضاوت و عمل کردن است. کجای این دنیا به کسی که با لگد شیشه های نمای طبقه دوم ساختمان دانشکده فنی را خرد می کند و بر سر هموطنان خود می ریزد «انسان» می گویند؟! دانشجو دیگر پیش کش! همه این تحرکات، چه آن مقداری که در ۱۶ آذر دیده شد، و چه آن مقداری که بعید نیست این جماعت بخواهند به استناد بیانیه شماره ۱۶ آن بیانیه نویس، فردا و پس فردا نشان دهند، ناظر به یک هدف اصلی بود: «کشته سازی!»…

و حالا که بصیرت دانشجویان مؤمن و انقلابی آنقدر بالاست که از سبزها «گاز اشک آور» می خورند و دم بر نمی آورند، برویم سراغ تعطیل کردن کلاس ها! نه خیر! این خبرها نیست. سنگ از آسمان ببارد، کلاس و درس و بحث علمی ما سر جایش هست. امروز حرف ما این بود که اینجا دانشگاه است. اینجا را با میدان جنگ یا میز مناظره سیاسی یا تسویه حساب حزبی اشتباه نگیرید! دانشجو مستقل است. به دانشجو به چشم پیاده نظام تحرکات سیاسی نگاه نکنید! این کار اهانت به ساحت دانشگاه و دانشجو است. ما در مقابل این اهانت می ایستیم. با سلاح ایمان و عقل. تک تک ما دانشجویان بسیجی، در این دانشگاه، هر روز کنار کسانی که به آنها اختلاف نظرهای عمیق و جدی در زمینه های مختلف داریم، می نشینیم و به یک کار مشغول می شویم: تحصیل علم. ما برای تحصیل علم به دانشگاه آمده ایم. وقتی علم آموزی تعطیل شود، یعنی دیگر اینجا دانشگاه نیست؛ و این همه دختر و پسر جوان که پشت این نرده های سبز می روند و می آیند، با آنهایی که روز و شب در کوچه و خیابان بی کار و بی عار می چرخند، هیچ تفاوتی ندارند! بیایید بفهمیم که حرف از تعطیلی کلاس درس زدن، خیانت به دانشجوها است! بیایید مایی که می فهمیم که کرسی کلاس و درس چه جایگاهی دارد، چه تقدسی دارد، چه ارزشی دارد، برای حفظ آن تلاش کنیم. یادمان باشد که روزگاری برای حفظ همین جایگاه با عظمت، خون دادیم! بیایید امروز این جایگاه را با کوته فکری به ثمن بخس نفروشیم که به جای آن به به و چه چه هر اهل و نااهلی را بخریم.

من الله التوفیق
مسئول بسیج دانشجویی
پردیس دانشکده های فنی دانشگاه تهران
علیرضا امامی

۱۳۸۸/۹/۱۷

No Comments
متاسفانه بخش نظرات هم اکنون بسته می باشد .بخش نظرات مسدود است .