آرشیو بر اساس دسته بندی ِ ‘ فرهنگ و ادب و هنر ’ :

مثل آب خوردن!

بسم الله الرحمن الرحیم

مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُون‏ (سوره مبارکه نحل آیه ۹۷)

پلان یک: کنار رودخانه نشسته ام … پیاله پیاله آب بر میدارم و داد می زنم : “آی آب … آب تازه دارم … آب تازه … بیا که تمومش کردم” رهگذران از کنارم رد می شوند و می خندند … طرف دیوانه است . کنار آب نشسته و آب میفروشد . رهگذران کنار آب می رسند و یکی یکی مشت هایشان را از آب گوارا پر می کنند و می نوشند و بی اعتنا به فروش آب رد می شوند …

پلان دو : بیابان است … هر کنار و گوشه یکی بر می خیزد و داد می زند ” آب آب … آی آب دارم … آب گوارا … همین الان از آسمان برایم نازل شده است …” جماعت بر سرش می ریزند . گندآب ها با قیمت گزافی به فروش میرسد … مردم با خوردن آب تشنه تر می شوند … حریص تر … سر اینکه چه کسی بیشتر بنوشد دعوا می شود … کرسی های درسی برای شیوه اینکه چگونه آب بیشتری به دست آورید تاسیس می شوند … چگونه دیگران کم آب بخورند تا شما آب بیشتری بخورید تیتر همه روزنامه هاست …

پلان سه: اینجا شهر من است … همه شهرهای دنیا شهر من هستند … آگهی های زیبایی روی در و دیوار دیده می شود … آموزش شیوه های زندگی موفق … چگونه زندگی موفقی داشته باشید … هزار و یک راز زندگی موفق … من جرئت خوب زندگی کردن دارم !!! ما به شما یاد میدهیم چگونه زندگی کنید …

پلان چهار : با خودم می نشینم و با خودم گفتگو میکنم … یک مونولوگ به اندازه چند سال … کسی را ندیدم که کنار آب بنشیند و آب بفروشد … کسی را ندیدم که از کنار آب بگذرد و چشمه را رها کند و از آب فروشان کنار چشمه آب بخرد … آب که فروختنی نیست … آب که خریدنی نیست … آب که دزدیدنی نیست … آب که مال کسی نیست … آب خوردن را که به کسی یاد نمیدهند … همیشه راحت ترین چیز مثل آب خوردن است …

پلان آخر: سر چمشه گم شده است … از سر چشمه ما را به بیراهه آورده اند که برایمان فراوان ترین چیز را به گران ترین قیمت ها بفروشند … انقلاب آب در راه است … آب در راه است … صدای چشمه … صدای پای آب می آید … تشنه تر می شوم یک عالمه آب گوارا

وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْ‏ءٍ حَیٍّ أَ فَلا یُؤْمِنُون (سوره مبارکه انبیا آیه ۳۰)

به نقل از وبلاگ حیات طیبه

دیدگاه‌ها خاموش
هفته نامه پنجره شماره ۲۷

برای تهیه  این شماره از پنجره می توانید به دفتر شیمی و عمران برادران مراجعه فرمایید.201399 (دنباله…)

دیدگاه‌ها خاموش
مرغ سر کنده!

جای همه خالی

همین تابستانی که گذشت

به اتفاق این کانون وارث علیه السلام

- تف به ریا -

دست جمعی

رفته بودیم جهادی!
( با آهنگ رفته بودیم زیارت بخوانید! )

جدا خوش گذشت

یکی از این روز ها

با چند تا از این جقله های روستای “چم قلعه”

داشتیم در کوچه باغ های روستا قدم می زدیم

خانه هایشان عموما یک اتاق داشت

حیاط خانه های روستا هم تشکیل شده بود از:

یک باغ کوچک

با چند درخت

که کف آن را علف های خود رو پر کرده بودند

و دور تا دور آن پرچین های کوتاهی ساخته شده بود

بوته های تمشک وحشی هم فرصت خوبی داشتند تا لابه لای این پرچین ها رشد کنند

و اسباب تفریح کودکان روستا را فراهم کنند

معمولا یک جوی باریک هم از میانه ی این باغ می گذشت

و مورد استفاده ی اهل خانه بود

در گوشه ای از این باغ چه،

 درختان تاک قد علم کرده بودند

و ما هر روزمهمان انگورهای عسگر سبز و زرد آن بودیم

به دعوت جقله های ده

پنج شش تایی می رفتیم بالای درختان انگور

شعر می خواندیم و انگور می خوردیم

جدا طعم بی نظیری داشت!

به اصطلاح:

“قطوفها دانیه” بود…

خلاصه…

از دور متوجه یک جسمی شدم که مثل توپ شیطونک

می رفت هوا و می خورد زمین

اما اندازه ی یک توپ والیبال بود!

نزدیک تر که شدم،

متوجه شدم یک مرغ بسیار فربه است!

اما علت تقلایش را نمی فهمیدم

بیشتر که دقت کردم،

متوجه شدم سرش را کنده اند و قربانی اش کرده اند

این بی چاره هم مثل مرغ سرکنده دارد خودش را به زمین و زمان می کوبد

باورتان نمی شود

دروغ نگفته باشم حدود یک و نیم متر میرفت هوا

بعد با کمر می خورد زمین

حرکاتش آنقدر عجیب بود که از چند متری می ترسیدی طرفش بروی

توجه همه را از دور دست جلب می کرد!

اما این جنبش سبز…

مثل مرغی است که مردم سرش را کنده اند!

حرکاتش آن جنان تند و عجیب شده

که از دور توجه هر فرد بی ربطی را جلب می کند!

اما خاصیت مرغ سر کنده این است

که بعد از ده دقیقه؛

جان به جان آفرین تسلیم می کند…

دیدگاه‌ها خاموش
تجربه هایی برای اصلاح الگوی مصرف درخانه

«سفارش مى‏کنم که به خدا متکى باشید و براى همیشه زیر بار شرق و غرب نروید. مردم باید تصمیم خود را بگیرند: یا رفاه و مصرفگرایى و یا تحمل سختى و استقلال. و این مسئله ممکن است چند سالى طول بکشد، ولى مردم ما یقیناً دومین راه را، که استقلال و شرافت و کرامت است، انتخاب خواهند کرد» صحیفه امام، ج‏۲۱، ص: ۲۳۳

مطلب زیر به نقل از وبلاگ زمبور؛ بسیار جالب و کاربردی است. نکته ی مهم این است که کاش می نشستیم و با خود فکر می کردیم و راه های کاربردی و تجربی برای اصلاح الگوی مصرف را جمع می کردیم و به هم یاد می دادیم. این طوری حتما آقا خوشحال می شوند. وقتی فکر می کنم می بینم تقریبا هیچ زمینه ای نیست که ما در آن اسراف نکنیم. از زمان و فضا و مکان و امکانات و نیروی انسانی و استعداد بگیر تا آب و برق و نان و انرژی! بخوانید…

خانه ما ازنظراتلاف انرژی نمونه ای درجهان است. با کمترین دیوار و بیشترین پنجره هایی که حالا پس از۳۰ سال ازساختش، انگار که وجود ندارند و بجای ذخیره، انرژی را هدرمی دهند. البته این مسأله همانقدر که درزمستانها گرما را هدرمی دهد؛ درتابستانها استفاده ازکولرراکم می کند. اما امان اززمستانها. اولین سالی که به این خانه رفته بودیم؛ با وجود روشن بودن بخاری تا آخرین درجه، خانه گرم نمی شد. ازسال بعد تصمیم گرفتیم، فکری برای این مشکل بکنیم. راه حلی ساده و بسیار کم هزینه، مصرف گاز درخانه مارا نصف و گرمایش را دو برابر کرد. اینکار و چند تجربه مفید دیگر را دراختیار شما می گذارم. شما هم با نوشتن تجربه هایی دیگر دربخش نظرات، مطلب را پربارترکنید.

ساختن پنجره های دولایه : پنجره ها را اندازه گرفتیم و به مقدار لازم نایلون عریض کشاورزی شفاف + چسب نواری پهن خریدیم. نایلونها را یک لایه کرده و دهانه پنجره های بزرگ خانه را با آن پوشاندیم. هزینه نایلون و چسب درآن زمان، حدود ۴ هزار تومان و صرفه جویی گازسوبسید دار درسال اول حدود ۲۰ هزار تومان شد.

باقیمانده چسب نواری : درب اصلی و پنجره هایی را که بازوبسته می شوند نمی توان دائم بست. درزهای این پنجره ها و درب اصلی خانه را با چسب نواری پهن پوشاندیم. حتی درز زیر دری را که باز و بسته می شد، با چسب دو طرفه پوشاندیم و پتویی جلوی در آویزان کردیم. با این کارها حتی درسرمای ۲۷- دو سال پیش، خانه ما گرمای را حفظ کرده و لوله های آب یخ نزد.

باقیمانده نایلون : دریچه های کولر را با تکه های نایلون باقیمانده و چسب نواری پهن باید پوشاندیم. بیش از۳۰ درصد گرمای خانه ازطریق دریچه های کولر هدرمی رود. این اولین، مهمترین و ساده ترین راه صرفه جویی درمصرف انرژی است.

اولویتهای مصرف انرژی : درمنزل باید حتی الامکان انرژی را به ترتیب گاز، سوختهای مایع و برق مصرف کرد. هرکدام ازاینها به ترتیب، هزینه استحصال و تبدیل بیشتری دارد. البته ازنظرسازگار بودن با محیط زیست، برق پاکترین انرژی است؛ اما تا زمانی که صرفه جویی ما درمصرف انرژی به حدکشورهای دیگر برسد، گازمقرون به صرفه ترین انرژی است. بااین تفکر مصرف سماورگازی بربرقی و چای ساز و قهوه جوش و … بخاری گازی بربخاری برقی، اجاق گاز برماکروفر و سرخ کن و توستر و ساندویچ ساز و…!!! اولویت دارد.

سرچراغ : خانمهای قدیمی رسم داشتندکه ازصبح به کارهای خانه برسند و سرشب که شوهر به خانه می آید؛ پای هم بنشینند و گل بگویند و گل بشنوند. اما حالا که خانمها با مردها ازخانه بیرون می روند و باهم می آیند، بایداین توصیه تکراری را بکار برد که ازیک ساعت به اذان مغرب تا حدود ۴ ساعت پس ازآن اوج مصرف است. درخانه ما این قاعده سفت و سخت رعایت می شود. حتی پسر کوچکم این ساعت را یادگرفته است.

لامپها : لامپهای کم مصرف شکلها، رنگ نورها و اندازه های مختلفی دارند. مصرف و گرمایشان هم بسیار پایین تر و عمرشان بیشتر ازتنگستنهای قدیمی است. البته خانه ما ازقدیم با مهتابی روشن می شده و لامپ کمتر استفاده می شود.

شومینه مادربزرگ : همه کسانی که مثل مادربزرگ من باکلاسند و منزل اجاره ایشان شومینه دارد، ازهمان نایلونها به شومینه بچسبانند و ازبخاری استفاده کنند. شومینه چند برابر انرژی مصرف کرده و حرارت بسیار کمی تولید می کند. قبض گاز شومینه مادربزرگم درآن سال سرما بیش از۳۰ هزار تومان برای یک ماه شد.

بخاری چن منظوره: بچه که بودیم و مادرم به ستاد کمک رسانی جبهه ها می رفت، هفته ای یکروز، توی ماهیتابه کدوی حلوایی می گذاشت و آنرا روی بخاری نفتی اتاق میگذاشت و وقتی بازمی گشت؛ غذاحاضر بود. بخاری ازآن وسایلی است که کارهای زیادی می توان با آن کرد. تأمین رطوبت خانه بوسیله کتری، دم کردن برنج، پختن لبو و شلغم و … درزودپز، هواپز کردن تخم مرغ، گرم کردن نان، خشک کردن لباس و… وهمه کارها بدون هزینه انجام می شود. پس هیچوقت بخاری درحال سوختن را خالی نگذارید.

لباسشویی : بیشتر خانه ها امروزه مجهز به لباسشوییهای اتوماتیک است. بهترین روش استفاده ازاین وسیله استفاده ازحداکثر ظرفیت، به جهت صرفه جویی درآب و برق است. البته این مورد را خانمم اجرا کرده و من فقط دیده ام.

نان : کم خریدن، خنک کردن نان درنانوایی، قرار دادن بلافاصلة حتی یک لقمه ازنان باقیمانده درفریزر. این سه کار دورریز نان مارا بسیار بسیار کم کرده است. بیشتر این دورریز هم مربوط به سوخته و خمیر نان آقای نانوا است.

تجمل گرایی و اسراف : دربیشتر موارد تجمل گرایی و اسراف لازم و ملزوم یکدیگرند. استفاده ازوسایل پیشرفته، گرانقیمت و لوکس که بیشتر هم خارجی اند( بخشی ازاینها را درمقاله دین بخور و بخواب بخوانید) هزینه های جاری، استفاده ازانرژی، بیماریهای ناشی ازکم تحرکی، حسرت فقرای جامعه، خروج بی رویه ارز، عدم دسترسی به استقلال اقتصادی و … را باعث می شوند.

دیدگاه‌ها خاموش
مصدق ثانی ؛ ثریای ثانی !

شنیدم:
می خواهند م.م را مصدق ثانی بنامند…
البت در صورتی که
بگیرندش
یا ببرندش
یا …
با خودم گفتم مگر مطالبه اش قانون نبود!؟
مگر همین م.م ؛
شیلنگ نجاست را روی قانون نگرفت؟
- در همین چند ماه اخیر -
شاید امروز دارد با خودش می گوید:
” خودم کردم که لعنت بر خودم باد! ”
به هر تقدیر،
اگر مصدق ثانی شد
- که ، مورچه چه باشد که کله پاچه اش چه!؟ -
باید منتظر باشیم ببینیم این مصدق جدید
دست کدام ثریا را می بوسد
ف.هـ ؟
ز.ر ؟
یا شاید اصلا این بار:
می خواهد دست محمد رضا را ماچ مال کند !!؟
دکتر(!) م.خ ؟
شیخ الف.هـ ؟
شیخ ح.م ؟
یا…

mosadegh

دیدگاه‌ها خاموش
مگر رهبری مفاسد را نمی بیند؟

این سوالی است قدیمی که مسئله ی انتخابات داغ آن را برای بخشی از جامعه و بخشی از باین سوالی است قدیمی که مسئله ی انتخابات داغ آن را برای بخشی از جامعه و بخشی از بدنه ی حزب اللهی تازه کرد. دو مدل برخورد با این سوال وجود دارد. برخورد اول که اساسا جایگاه رهبری و پاسخ به این سوال، را درون منطقه ی ممنوعه دانسته و محافظه کارانه سکوت را تجویز می کند و اصل صورت مسئله را پاک می نماید. (دنباله…)

دیدگاه‌ها خاموش