آرشیو بر اساس دسته بندی ِ ‘ اندیشه و مذهب ’ :

باید مسائل ارزشى اسلام در جامعه‏ى ما احیاء شود! (شماره ی دوم)

به نظر ما، بحثهایى که درباب پوشش زن مى‏شود، بحثهاى خوبى است که انجام مى‏گیرد؛ منتها باید توجه کنید که هیچ بحثى در این زمینه‏هاى مربوط به پوشش زن، از هجوم تبلیغاتى غرب متأثر نباشد؛ اگر متأثر از آن شد، خراب خواهد شد. مثلاً بیاییم با خودمان فکر کنیم که حجاب داشته باشیم، اما چادر نباشد؛ این فکر غلطى است. نه این‏که من بخواهم بگویم چادر، نوع منحصر است؛ نه، من مى‏گویم چادر بهترین نوع حجاب است؛ یک نشانه‏ى ملى ماست؛ هیچ اشکالى هم ندارد؛ هیچ منافاتى با هیچ نوع تحرکى هم در زن ندارد. اگر واقعاً بناى تحرک و کار اجتماعى و کار سیاسى و کار فکرى باشد، لباس رسمى زن مى‏تواند چادر باشد و – همان‏طور که عرض کردم – چادر بهترین نوع حجاب است.

البته مى‏توان محجبه بود و چادر هم نداشت؛ منتها همین‏جا هم بایستى آن مرز را پیدا کرد. بعضیها از چادر فرار مى‏کنند، به خاطر این‏که هجوم تبلیغاتى غرب دامنگیرشان نشود؛ منتها از چادر که فرار مى‏کنند، به آن حجاب واقعى بدون چادر هم رو نمى‏آورند؛ چون آن را هم غرب مورد تهاجم قرار مى‏دهد!

شما خیال کرده‏اید که اگر ما چادر را کنار گذاشتیم، فرضاً آن مقنعه‏ى کذایى و آن لباسهاى «و لیضربن بخمرهنّ على جیوبهنّ»(۶) و همانهایى را که در قرآن هست، درست کردیم، دست از سر ما بر مى‏دارند؟ نه، آنها به این چیزها قانع نیستند؛ آنها مى‏خواهند همان فرهنگ منحوس خودشان عیناً این‏جا عمل بشود؛ مثل زمان شاه که عمل مى‏شد. در آن زمان، زن اصلاً پوشش و حجابى نداشت؛ حتّى در این‏جاها وقتى نوبت به این کارها مى‏رسد، بى‏بندوبارى خیلى بیشتر هم مى‏شود؛ کمااین‏که در زمان شاه، بى‏بندوبارى‏یى که در همین شهر تهران و بعضى دیگر از شهرهاى کشور ما بود، از معمول شهرهاى اروپا بیشتر بود! زن معمولى در اروپا، لباس و پوشش خودش را داشت؛ اما در این‏جا آن‏طورى نبود. آن‏طور که دیده بودیم و شنیده بودیم و مى‏دانستیم و مناظرى که از آن وقت الان جلوى نظر من هست، انسان واقعاً حیرت مى‏کند که چرا بایستى این‏گونه بشود؛ کمااین‏که در خیلى از کشورهاى متأسفانه عقب‏مانده‏ى مسلمان و غیرمسلمان هم همین‏طور است. بنابراین، باید بدقت و با نهایت کنجکاوى و بدون اغماض، مسائل ارزشى را رعایت کرد.

شنیدم که زمزمه و صحبت این هست که ان‏شاءاللَّه دانشگاهى مخصوص زنان به وجود بیاید؛ یعنى استاد و مدیر و دانشجو و حتّى کادر ادارى هم همه زن باشند؛ بخصوص در دانشگاههاى پزشکى. این، فکر بسیار خوبى است. من همین‏طور که با یک نظر دورادور نگاه مى‏کنم، بدون این‏که درست جوانب قضیه را رسیده باشم – چون فرصت این کار را نداشته‏ام – مى‏بینیم که اجمالاً این کار با آن هدفهاى کلى و ارزشى حرکت زن در جامعه‏ى ما کاملاً متناسب و خیلى خوب است. امیدوارم که ان‏شاءاللَّه موفق و مؤید باشید.

من با تظاهر به تجمل و تجمل‏گرایى در حد معتدلِ کمِ ناگزیرش مخالفتى نمى‏کنم؛ لیکن اگر بنا شد که روند افراطى پیدا کند، چیز بسیار مزخرفى است. در لباس، در آرایش، در زر و زیورها و طلا و جواهرات، خانمها بایستى خیلى اهمیت بدهند که امساک بشود و بى‏اعتنایى به این چیزها انجام بگیرد، تا شاید ان‏شاءاللَّه به درخشندگیها و زیباییهاى واقعى‏تر بیشتر توجه بشود، تا به این زیباییهاى ظاهرى.

گزیده ای از بیانات مقام معظم رهبری در جمع شرکت کنندگان کنگره ی زنان- ۴/۱۰/۱۳۷۰

دیدگاه‌ها خاموش
باید مسائل ارزشى اسلام در جامعه‏ى ما احیاء شود! (شماره ی اول)

زیاده‏رویها و کجرویها و بدفهمیها، و به تبع اینها، تعدیها، ظلمها، نارساییهاى روانى، مشکلات مربوط به خانواده و مشکلات مربوط به نحوه‏ى اختلاط و امتزاج و ارتباطات دو جنس، هنوز جزو مسائل حل نشده‏ى بشریت است. یعنى بشرى که در زمینه‏هاى مادّى، در زمینه‏هاى اجرام آسمانى، در اعماق دریاها، این همه کشفیات انجام داده و این همه دم از ریزه‏کاریهاى روان‏شناسى و روانکاوى و مسائل اجتماعى و مسائل اقتصادى و سایر چیزها مى‏زند و واقعاً هم در خیلى از این رشته‏ها پیشرفت کرده، در این مسأله درمانده است! اگر من بخواهم این نارساییها را حتّى فهرست‏وار بیان کنم، زمان زیادى مى‏طلبد و شما خودتان هم واقفید.

چرا خانواده که یک نهاد طبیعى و اساسى وجود بشرى است، الان در دنیا این قدر دچار بحران است؛ به طورى که اگر کسى در دنیاى به اصطلاح متمدن غربى امروز، یک پیامِ ولو خیلى رقیقى درباره‏ى استحکام بنیان خانواده داشته باشد، از او استقبال مى‏کنند؛ هم زنان استقبال مى‏کنند، هم مردان استقبال مى‏کنند، هم کودکان استقبال مى‏کنند؟ اگر این یک قلم مسأله‏ى خانواده را شما در دنیا بررسى کنید و این بحرانى را که در مسأله‏ى «خانواده» وجود دارد، درست مورد توجه و کاوش قرار بدهید، مى‏بینید که این ناشى از آن است که مسائل مربوط به ارتباطات دو جنس و همزیستى دو جنس و روابط دو جنس حل نشده، یا به تعبیر دیگرى، نگرش، نگرش غلطى است.

شما خانمى را فرض کنید که در حد اعلاى دانش باشد، اما در مسائل انسانى و در ارتباطات انسانیش به عنوان یک جنس از دو جنس، دچار ابتذال باشد؛ شما خیال مى‏کنید این فرد ارزشى دارد؟ البته خانمى که دانشمند باشد، به یک شکل، کمتر دچار این ابتذالات مى‏شود – یکى از آفات بى‏سوادى همین است که زنان را قدرى بیشتر از اینها به ابتذال مى‏کشاند – لیکن حد ابتذال، یک حد محدودى نیست.

باید مسائل ارزشى اسلام در جامعه‏ى ما احیاء بشود. مثلاً مسأله‏ى حجاب، یک مسأله‏ى ارزشى است. مسأله‏ى حجاب، مسأله‏یى است که اگرچه مقدمه‏یى است براى چیزهاى بالاتر، اما خود یک مسأله‏ى ارزشى است. ما که روى حجاب این‏قدر مقیدیم، به خاطر این است که حفظ حجاب به زن کمک مى‏کند تا بتواند به آن رتبه‏ى معنوى عالى خود برسد و دچار آن لغزشگاههاى بسیار لغزنده‏یى که سر راهش قرار داده‏اند، نشود.

 ما از دنیاى غرب که آمدند زن بشرى را در طول دوره‏هاى گذشته تا امروز این‏قدر مورد تحقیر قرار دادند، طلبگاریم. شما ببینید در اروپا و در کشورهاى غربى، تا اندکى پیش زنان حقوق مالى مستقلى نداشتند. من یک وقت بدقت آمارش را استخراج کردم و در صحبتى – ظاهراً در نماز جمعه‏ى چهار، پنج سال پیش از این بود آن را مطرح کردم. مثلاً تا اوایل قرن بیستم، با همه‏ى آن ادعاهایى که شده است، با آن کشف حجاب عجیب و غریبى که در غرب روزبه‏روز هم بیشتر شده، با آن اختلاط جنسى بى‏نهایت و بى‏مهار – که خیال مى‏کنند این احترام کردن و ارزش دادن به زن است – درعین‏حال زن غربى حق نداشته از ثروتى که متعلق به خودش بوده، آزادانه استفاده کند! در مقابل شوهر، مالک دارایى خودش نبوده است. یعنى زنى که ازدواج مى‏کرد، ثروت و دارایى و ملکش متعلق به شوهرش بود؛ خودش حق نداشت نسبت به آن تصرفى بکند؛ تا این‏که بتدریج حق مالکیت و حق کار، تا اوایل قرن بیستم به زنان داده شد. یعنى این مسأله‏یى که جزو اولیترین حقوق بشرى است، از زن دریغ داشتند؛ اما فشار و تکیه‏ى بیشتر را روى آن مسأله‏یى گذاشتند که درست نقطه‏ى مقابل مسائل ارزشى واقعى است که در اسلام به آن اهتمام شده است. این‏که ما حالا در باب حجاب این همه تأکید داریم، علتش این است.

گزیده ای از بیانات مقام معظم رهبری در جمع شرکت کنندگان کنگره ی زنان- ۴/۱۰/۱۳۷۰ 

ادامه دارد…

دیدگاه‌ها خاموش
المنت لله که در میکده باز است!

الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمومنین و الائمة المعصومین علیهم السلام 

عید سعید غدیر مبارک

شیعه و سنی نقل کرده اند که رسول خدا ص به علی ع فرمودند: ” اگر عده ای از امت من در باره تو سخنانی شبیه آن چه مسیحیان در مورد عیسی بن مریم گفتند، بر زبان نمی آوردند، امروز در باره تو سخنی می گفتم، که از کنار هر جمع مسلمانی که می گذشتی، از خاک پا و باقیمانده ی آب شستشویت برداشته و برای شفا پیدا کردن از آن استفاده کنند. ولی همین مقدار برای تو کافیست که من از تو و تو از من بوده ؛ تو از من ارث برده و من از تو ارث می برم. “

کتاب شریف المراقبات حاج میرزا جواد آقای ملکی تبریزی اعلی الله مقامه الشریف

عید سعید غدیر خم بر تک تک ذرات عالم مبارک باد
دیدگاه‌ها خاموش

بسم الله الرحمن الرحیم

جنبش شیعیان یمن و جنگ ششم صعده
استان صعده در شمال یمن و در مرز این کشور با عربستان واقع است، این استان پانزده شهر دارد. منطقه صعده مرکز شیعیان زیدیه‏اى است که از نظر مذهبى به شیعه دوازده امامى بسیار نزدیک هستند. این شیعیان از فرقه زیدیه‏ى هادویه‏ى جارودیه هستند که به شیعیان دوازده امامى اعتقادشان نزدیک‏تر است. این منطقه حدود ۲۴۳ کیلومتر با صنعا پایتخت یمن فاصله دارد. ۵/۳ درصد جمعیت این کشور در صعده زندگى مى‏کنند. صعده منطقه ای کاملاً کوهستانى است و چند سلسله کوه این منطقه را دربرگرفته.
همین ویژگی جغرافیایی باعث شده جنبش حوثی بتواند در جنگ خود توان مضاعف پیدا کند و برای حرکت های پارتیزانی قدرتمندتر شود. آثار تاریخى و باستانی زیادى در این منطقه وجود دارد که بخشی از آن متعلق به دوران حاکمیت زیدیه است که حدود هزار سال قدمت دارد و بخشی هم مربوط به حاکمیت عثمانی ها در یمن است که در این استان برجها و قعله های تاریخی زیبایی ساختند. آب و هواى معتدلی دارد و از میزان بارندگی مناسبی برخودار است. اساسا یمن را به جهت سرسبز بودن و جاذبه های آب و هوایی از قدیم الایام «یمن خوشبخت» نامیده بودند. برخلاف عربستان که صحرایی است یمن سرسبز و خرم است. همچنین استان صعده، معادن زیرزمینی ارزشمندى دارد.به دلیل هم مرز بودن با عربستان هم جایگاه استراتژیکی دارد. قرن ها مسیر حرکت حجاج به مکه و مدینه بوده و مرکز صادرات و واردات به عربستان به حساب می آمده ، ولى با این حال مردم صعده بسیار محروم و از نظر اقتصادی مستضعف هستند؛ هر چند در ظاهر رئیس جمهور یمن در خانواده ای زیدی مذهب به دنیا آمده ولی حکومت یمن رویکردى سکولار دارد و اساسا حکومت دینى نیست بلکه به نوعى برخلاف دین اسلام به ویژه مذهب شیعه فعالیت می کند.
از سى سال پیش تاکنون دیکتاتورى به نام على عبدالله صالح به پشتوانه سعودى‏ها در رأس حکومت یمن قرار گرفته و مذهب زیدیه را به حاشیه رانده، و دست سلفى‏هاى تکفیرى را برای بسط نفوذشان در یمن بازگذاشته است.علی عبدالله صالح به نوعى یمن را  به حیاط خلوت سیاسى و مذهبى عربستان تبدیل کرده است.  به عبارت دیگر جنگى را که امروز در یمن شاهدیم، جنگ حکومت یمن با شیعیان انقلابى و طرفدار جمهورى اسلامى ایران نیست، بلکه این جنگ از طرف حکومت یمن به نیابت و وکالت از عربستان انجام مى‏شود. دو روز بعد از این که عربستان رسما وارد جنگ تمام عیار خود با اساسا مردم یمن به عربستان به عنوان استعمارگری سیاسی و فرهنگی نگاه می کنند چون عربستان در چند دهه اخیر حیات سیاسی یمن، دخالت های فراوانی در این کشور داشته است.


شکل گیری جنبش «جوانان مومن»
اما نکته مهم‏تر اینکه چرا در این منطقه جنبشى به نام جوانان مؤمن ایجاد مى‏شود که از قلب این جنبش جریان الحوثى بر مى‏خیزد. پیروان مکتب زیدیه حدود ۴۵ درصد جمعیت یمن را تشکیل مى‏دهند. اهل سنّت که اغلب شافعی مذهب هستند ۵۳ درصد جمعیت یمن را تشکیل می دهند و درصد اندکی هم شیعیان اسماعیلیه هستند. بعد از اینکه وهابیت سلفى با حمایت عربستان در یمن قدرت و پایگاه پیدا مى‏کنند، اغلب دانشگاه‏ها و حوزه‏هاى علمیه دینى زیدیه به حاشیه مى‏رود و فعالیتشان محدود مى‏شود. به میراث فکرى و فرهنگى ائمه زیدیه کمتر توجه می شود در مقابل کتابهای وهابیت به فور در یمن منشر و توزیع می شود. شیعیان و اهل سنّت یمن همگی محب و شیفته اهل بیت (علیهم السلام) هستند و آداب و رسوم مذهبی آنان بسیار مشابه به شیعیان دوازده امامی است. ولی با کمال تاسف وهابیت در این کشور قدرتمند شده و تلاش دارد اصالت های فرهنگی و مشترکات مذاهب را تحت پوشش باورهای خود قرار دهد. اساسا یمنی ها اسلام خود را مدیون حضرت علی(ع) می دانند چون نخستین بار پیامبراعظم(ص) حضرت علی(ع) و چند نفر دیگر از صحابه را برای تبلیغ اسلام به یمن فرستادند.
صعده مرکز این گرایش فکری است، ولی با وجود اهمیّت چندجانبه و استراتژیکی که دارد، در حاشیه قرار مى‏گیرد. این تبعیض مذهبی و سیاسی خلاء عمیقی را در منطقه ایجاد کرده بود و تبدیل به بستری شد برای شکل گیری تحولی عمیق در تاریخ سیاسی معاصر یمن. جوانان این منطقه و نخبگان سیاسى و فرهنگى‏شان مانند آتش زیر خاکستر بودند و آماده یک جرقه براى شعله‏ور شدن و به وجود آوردن انقلابی  پرتنش و پویا از نظر سیاسى، مذهبى و اعتقادى.
در چنین بستری جمعیتى به نام «جمعیت جوانان مؤمن» شکل مى‏گیرد. شخصیتى به نام بدرالدین‏الحوثى که فقیهی مجتهد در مذهب زیدیه است به همراه جمعى از دوستان و شاگردانش این جمعیت را شکل مى‏دهد و فعالیت‏هاى فرهنگى متنوعی را در صعده را شروع مى‏کنند: کلاس های مختلف دینی وحلقه های تدریس علوم اسلامی، برنامه های ورزشی، آموزش سخنرانی و مناظره، دید و بازدیدها و … این فعالیت ها را در مراکز فرهنگی که تاسیس کرده بودند برگزار می کردند. فعالیتهای فرهنگی مذکور موجب جذب جوانان بسیارى گردید.علاوه بر جوانان صعده از استانهای دیگر هم برای شرکت دراین برنامه های فرهنگی به صعده می آمدند. تعداد اعضای این مراکز فرهنگی را تا ۱۸ هزار نفر هم نوشته اند. آنها به غیر از استان صعده در ۹ استان دیگر یمن نیز فعالیتشان را گسترش دادند.
مى‏توان گفت یکى از دلایل رشد و گسترش این فعالیت‏ها همان بستر تهاجم وهابیت بود. شما مى‏بینید شخصى به نام «مقبل الوادعى» که یکى از سلفیان تکفیرى بزرگ عربستان است ( البته اصالتا یمنى است و بعداز تحصیل در عربستان به یمن برگشته است) مرکزى را در نزدیکى صعده براى ترویج وهابیت تأسیس مى‏کند. همین شخص چند کتاب در نقد و بلکه تکفیر شیعیان نوشته است و عنوان یکى از کتابهایش توهین به امام خمینى(ره) است.  طبیعى است در چنین شرایطى، جوانان هم واکنش نشان مى‏دهند و کسانى که در اعتقادشان محکم هستند جبهه‏گیرى مى‏کنند و در مقابل وهابیت، چنین جریان فرهنگى دامنه داری شکل می گیرد.

شکاف در بدنه جریان «جوانان مومن»
بعد از توسعه و رشد این فعالیتهاى فرهنگى و جذابیت آن در بین جوانان یمن، دو گروه در این جریان شکل گرفت:  یک جریان اعتقاد به رویکرد اصلاح‏طلبانه و نگاه باز و حرکت‏هاى نرم داشت و در مقابل جریان دیگر معتقد به پافشارى بر ارزش‏ها، پایدارى براى اصول و رویکرد سنتى بیشترى بودند، هر چند جریان دوم هم رویکرد انقلابی و احیاگرانه نسبت به میراث زیدیه داشتند. بعد از ایجاد این شکاف و دو دستگى، رهبران این جریان به این نتیجه رسیدند که باید دایره مدیریت و رهبرى جریان جوانان مؤمن را توسعه بدهند و افرادى دیگری نیز به حلقه رهبری وارد شوند. این زمان همان دوره‏اى است که آقاى حسین الحوثى(پسر آقای بدرالدین الحوثی) از سودان به یمن آمده بود. بر اساس همین تصمیم حسین الحوثى وارد حلقه رهبری و مدیریت این جریان می شود.
حکومت برای مدیریت و کنترل این جریان پرتکاپوی فکری و فرهنگی تدبیرهایی اندیشید. تلاش کرد از اختلاف بالا در جهت اهداف خود بهره برداری کند. حکومت یمن توانست جریان اصلاح طلب را به سمت خود جذب کند و با پرداخت هزینه ای آنها را نرم و همسو با حاکمیت نماید.
ولی در نقطه مقابل جریان انقلابی به رهبری شهید حسین الحوثی رویکرد انقلابی و منتقد خود نسبت به حاکمیت را حفظ کرد و توسعه داد. با رشد فعالیت های روشنگرانه شهید حسین الحوثی اغلب جوانان عضو گروه جوانان مومن طرفدار ایشان شدند و عملا این جنبش به جنبش الحوثی تغییر نام داد.

شخصیت شهید حسین الحوثی
شهید حسین الحوثى عالمی دینى و بسیار تأثیرگذار بود، ایشان برخوردار از منظومه‏اى فکرى قرآنى بود که مطالعه سخنرانى‏هاى او برای ما و به ویژه جوانانمان بسیار مفید خواهد بود. حدود ۸۶ سخنرانى ایشان به عربى پیاده شده است ولی متأسفانه تاکنون هیچ یک از سخنرانیهای ایشان به فارسی ترجمه نشده است. براى ما خیلى زشت است و نشان ضعف ماست که بعد از گذشت شش سال از جنگ در یمن هنوز نتوانسته‏ایم در مورد اندیشه‏هاى کسانى که سخنگو و مدافع اندیشه سیاسی ما در جهان هستند، حتی یک کتاب یا فیلم مستند تهیه کنیم!
در این ۸۶ سخنرانى، مفاهیم قرآنى موج مى‏زند. شهید حسین الحوثی با سخنان پرجاذبه، انقلابی و آتشین و در عین حال روشنفکرانه و مصلحانه خود تلاش داشت جامعه خمود و رخوت زده زیدیه را با بازگشت به روح و مفاهیم قرآن احیا کند. سخنرانیهای او شباهتی به درسهای سنّتی تفسیر قرآن نداشت. او  در قالب منظومه‏اى با اجزاى به هم پیوسته و مرتبط، نگاه و راهکارهای قرآن را برای حل بحرانهای زندگی انسان معاصر ارایه می کرد.
ورود این شخصیت بزرگوار به حلقه رهبرى این جریان باعث شد این جنبش متحول شود. ریشه این تحول هم در این بود که آقاى بدرالدین الحوثى در زمان حضرت امام، مدتی در ایران به سربرده است. اندیشه‏هاى حضرت امام بسیار بر روى شخصیت آقاى بدرالدین الحوثى تأثیر عمیقی می گذارد. همین‏طور فضاى انقلاب، بسیج و جنگ، که در نتیجه به آقاى حسین الحوثى پیشنهاد مى‏کند به ایران بیاید.
وقتى حسین الحوثى به ایران مى‏آید جرقه‏هاى تشکیل این جنبش بزرگ و  پربرکت در جان ایشان شکل مى‏گیرد. روح حساس، متفکر و معنوى این انسان بزرگ شیفته امام خمینی(ره) و اندیشه های اسلام ناب می گردد. شما در کمتر سخنرانى ایشان نام و اندیشه‏هاى امام خمینی را مشاهده نمی کنید.
البته بعد از انقلاب اسلامى ایران در آنجا شیعیان دوازده امامى هم پیدا شدند، ولى این جنبش جایگاه خویش را به عنوان مذهب زیدیه چهار امامى در آن منطقه حفظ کرده است و در عین حال کسانى که شیعه دوازده امامى شده‏اند، در کنار شیعیان زیدیه در این جنبش فعالیت دارند و اندیشه های اسلام ناب محمدی باعث شده پیروان دو مذهب به همزیستى مسالمت‏آمیز جهادى برسند. در حقیقت اندیشه‏هاى شهید حسین الحوثى و تلاش ایشان برای صدور انقلاب به یمن، اختلافات مذهبى که میان شیعه زیدى و دوازده امامى بود را به تقریب مذهبى در راستاى جهاد و اندیشه‏هاى ضد صهیونیستى و ضد استکبارى با الگوى ایران تبدیل کرد و این دستاوردی تاریخى براى اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) است.
من بعضى از جملات شهید حسین الحوثى را براى شما بیان مى‏کنم:
ایشان مى‏گوید: «امام خمینى(ره) آمریکا را شیطان بزرگ نامید چون در پس هر فتنه‏اى آمریکا حضور دارد و حاکمان اصلى آمریکا و کسانى که بر آمریکا مسلط شده‏اند یهودیان هستند، مشاهده کردیم همه کسانى که در زمان امام خمینى(ره) در مقابل انقلاب اسلامى ایران ایستادند و تمام کشورهایى که در کنار عراق بر ضد جمهورى اسلامى جنگیدند، یکى پس از دیگرى به سزاى عمل خویش رسیدند.»
این سخنان را در فضایى بیان کرده‏اند که وهابیت مسلط است و حکومت کاملا دیکتاتوری است. حکومت یمن حکومتى است که در زمان جنگ ایران و عراق براى صدام نیروى نظامى فرستاد و طبق نقلى که هست آقاى على عبدالله صالح رئیس جمهور یمن به مرز ایران و عراق آمد و به سمت ایران تیر شیک کرد تا موضع سیاسى خودش را رسما اعلام کند و افتخار مى‏کرد که شاگرد صدام است.
آقای حسین الحوثی در جایى دیگر گفته است: «جمهورى اسلامى تا به امروز دشمن اصلى آمریکا و اسرائیل است، امام خمینى(ره) نسبت به آزادى اعراب و مسلمین از سلطه آمریکا به شدت علاقمند بود و براى نابودى اسرائیل تلاش مى‏کرد، ولى همه کشورها در مقابلش صف‏آرایى کردند و دیدیم کشورهایى که مقابل حضرت امام قرار گرفتند چگونه از سوى آنها که به کمکشان رفته بودند، ضربه خوردند. کویت و عربستان سعودى از سوى عراق مورد تجاوز قرار گرفتند. کشور یمن هم تعداد زیادى نیروى نظامى براى جنگ علیه انقلاب اسلامى ایران به عراق فرستاده بود و پیش‏بینى مى‏شود که رئیس جمهور و ارتش یمن هم کیفر اعمال خود را ببینند».
شهید حسین الحوثى سخنرانى‏هایى نیز در مورد روز قدس دارد و بر اندیشه های امام خمینی(ره) در حمایت از فلسطین و احیای روز قدس تاکید می کند. در روز عید غدیر خم هم جمعیتى میلیونى را جمع مى‏کند که براى برگزاری همین مراسم، هزینه‏هاى سنگین انسانى پرداخت کرده‏اند.
مهمترین اعتراضات آقاى حسین الحوثى بعد از حمله نظامی آمریکا به عراق مطرح شد. در سال ۲۰۰۳ بعد از اشغال عراق توسط آمریکایى‏ها، اینها اعتراضات خودشان را رسمی و علنی مطرح کردند.  آمریکا هم به بهانه فعال شدن القاعده در کشورهاى اسلامى از جمله یمن نیروهاى خودش را در منطقه نفوذ داده بود. مهمترین اعتراض آقاى حسین‏الحوثى این بود که چرا حکومت یمن اجازه داده است نیروهاى نظامى آمریکا در یمن مستقر شوند و استقلال و حاکمیت سیاسى آنها را زیر سوال ببرند.
بعد استکبارستیزى، به ویژه مبارزه با صهیونیزم در این جنبش بسیار چشمگیر است. شهید حسین  الحوثى بحث  قرآنى مفصلی را مطرح مى‏کند که اساسا پیمان‏شکنان یهود در طول تاریخ بزرگترین ضربات را به اسلام زده‏اند و مى‏گوید: امروز هم همان پیمان‏شکنان در قالب صهیونیزم جلوه کرده‏اند. بنابراین، مبارزه با اینها که به زبان انبیاى الهى مورد لعنت قرار گرفتند، باید جزء مهمترین شعارهاى ما باشد، به همین جهت هم حرکتى را به عنوان حرکت شعار راه مى‏اندازند. آقای حسین الحوثی معتقد بود نمازى که بعد از آن مرگ بر اسرائیل گفته نشود و برائت از صهیونیزم نباشد،  مورد رضایت و قبول خداوند نیست. همیشه بعد از نماز، فریادشان به این  شعارها بلند بود:
الله اکبر، الموت لامریکا، الموت لاسرائیل، اللعنة على‏الیهود،النصر للاسلام
الان هم اگر در فیلم‏ها و عکسهایشان ببینید، پرچم سفیدی به دست دارند که این شعارها روى آن نوشته شده و همیشه با خود در جنگ‏ها و حرکت‏هاى نظامى حمل مى‏کنند.
اینها براى حکومت یمن خیلى سنگین بود. رابطه حکومت یمن با آمریکا رابطه محکمی است در همین جنگ ششم شاید کمتر از یک ماه پیش، یمن توافقنامه امنیتى و نظامى با آمریکا امضا کرد، آن هم به بهانه مبارزه با تروریسم و القاعده! ولى در حقیقت هدفشان محدود کردن این جریان شیعى انقلابى در کشور یمن می باشد. آمریکا رسما در مبارزه با حوثی ها از حکومت یمن حمایت کرده است.
شهید حسین الحوثی طرفداران خود را به صنعا مى‏فرستاد تا در نماز جمعه رسمى پایتخت، بعد از اقامه نماز شعارهاى مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل سر ‏دهند. تحمل چنین جنبش شجاع و صریحی، براى حکومت مرکزى بسیار سنگین بود. در یکى از همین نماز جمعه‏ها، حدود هشتصد نفر از پیروان آقاى الحوثى بلند مى‏شوند و شعار مى‏دهند، در نتیجه حکومت به جهت محدود کردن آنان، تمامى آنان را دستگیر مى‏کند.

راهبردهاى حکومت یمن براى سرکوب جریان شیعى الحوثى
در مقابل حکومت یمن هم براى محاصره کردن این جریان و ساکت کردن این فریاد انقلابی راهکارهای مختلفی را تجربه کرد.
حکومت یمن فعالیت‏هاى متنوعى انجام داد، ولى نتوانست اینها را سرکوب کند و به ناچار وارد فاز نظامى شد.
تلاش حکومت برای تطمیع این جریان شکست خورد.
حکومت یمن اهل سنت را علیه این جریان تحریک کرد. بدین ترتیب که نسبت به صحبت‏هاى آقاى الحوثى حساسیت‏زایى مذهبی ایجاد می کرد و حرفهایى که جنبه اختصاصى شیعى داشت را خیلى جلوه می داد و ادعا می کرد جریان حوثی تهدیدى براى اهل سنت یمن است!  در این زمینه وهابیت و جریان سلفى یمن هم آتش بیار معرکه بود.
در گام بعدی برخى قبایل یمن را برای مبارزه با جریان حوثی سازماندهی کرد.
حتی برخی از پیروان زیدیه و متاسفانه از تعدادی از علماى آنان بهره‏بردارى کرد. اینجاست که اهمیبت خودسازى و بصیرت دینى روشن می شود.  در شرایط فتنه است که نخبگان و خواص جامعه باید نقش هدایتگری خویش را ایفا کنند. شخصیتى با اندیشه شیعى و نگاه انقلابى آمده است و یک تنه در مقابل حکومت یمن، نفوذ آمریکا و عربستان ایستادگی می کند ولی با کمال تأسف بعضى از علماى زیدیه و حتى برخى از بزرگان گروه جوانان مومن با حکومت یمن علیه شهید حسین الحوثی همکاری کردند، بر ضد این شهید مجاهد امت اسلامى، بیانیه صادر کردند و او را منحرف خواندند!!
ولى ادبیات عاشورایى این مجاهد فى‏سبیل‏الله در قلب جوانان جا باز کرده بود و دیگر فتواهاى علماى دربارى اسلام آمریکایى در جوانان یمن تاثیرگذار نبود. على رغم موضع‏گیرى‏هاى منفى علیه این شخصیت، پیروانش روز به روز تقویت مى‏شدند.
جالب است وقتى پیروان آقاى حسین‏الحوثى را دستگیر و زندانى مى‏کردند، برای شستشوی مغزی آنها از مهمترین و اثرگذارترین سخنرانان و نویسندگان کشورهاى عربى، استفاده مى‏کنند ولی بعد از هر سخنرانی، تنها پاسخی که از پیروان حسین‏الحوثى مى‏شنیدند این بود:
«الموت لامریکا، الموت لاسرائیل، اللعنة على‏الیهود، النصر للاسلام»
اینها مسیر را پیدا کرده بودند و این ناشى از قدرتى است که خداوند در روح این مرد بزرگ الهى و شاگرد مکتب خمینى(ره) قرار داده بود. نهایتا در سال ۲۰۰۴ على عبدالله صالح رئیس جمهور یمن،  از آقاى حسین الحوثى برای برگزاری دیداری دعوت می کند. شهید حسین الحوثی این دعوت را نمی پذیرد. چون مشخص بود حکومت یمن قصد اجرای مطالبات جریان حوثی را نداشت و به خاطر اعتراضات آنها ارتباطات خود را با آمریکا قطع نمی کرد، این جلسه یا  بیان تهدید حکومت بود یا  تطمیع و کسى که راه شهادت را انتخاب کرده باشد در مقابل این روش ها سرخم نمى‏کند.
نهایتا دولت یمن ۱۸ شاخه نظامى را براى دستگیرى الحوثى مى‏فرستد و اینها را محاصره مى‏کنند، ولى آنها چند روز مقاومت جانانه مى‏کنند و دست آخر به شهادت مى‏رسند. البته شعله اندیشه های انقلابی شهید الحوثی با شهادتش خاموش نشد، بلکه این شعله مقدس فروزانتر و آشکارتر گردید.
شش جنگ به وجود آمده در یمن، نه تنها جوانان مومن را از مقاومت خسته نکرد بلکه علاقمندى و باورشان را نسبت به اندیشه‏هاى این متفکر جهان اسلام عمیق تر کرده است.
حکومت یمن در جنگ اول صعده با وجود ضعف و اندک بودن این گروه، نتوانست پیروز شود و نتوانست این گروه را از بین ببرد، مسلما با افزایش توان این گروه، در این جنگ هیچ تأثیرى نخواهند پذیرفت.

جنگ ششم صعده
جنگى که امروز در یمن اتفاق افتاده است، جنگ ششم صعده است. نکته قابل توجه اینکه در این شش جنگ، این حکومت یمن بوده که جنگ را  شروع کرده است. به عبارت دیگر جنبش الحوثى، یک جنبش شورشى و متمرد علیه حکومت نیست.
برخلاف تهمت هایی که علیه آنها مطرح می کنند هیچ وقت قصد جدایی طلبی نداشته اند. بارها و بارها اعلام کرده اند حرکت نظامی ما فقط دفاعی است و اگر حکومت به ما حمله نظامی نکند ما انگیزی برای جنگ نداریم.
البته این گروه مسلح است، چون اساسا یمن کشورى نیست که قانون منع خرید و فروش اسلحه داشته باشد و استان صعده به خاطر مرزى بودن به «سوق الاسلحه»(یعنی بازار اسلحه) معروف است. رسما در برخی بازارهای سلاح یمن اسلحه سنگین می فروشند. تقریبا تمام مردم یمن اسلحه های سبک را در منازل خود دارند. شاید یکی از سیاست های حکومت یمن برای مشغول کردن مردم به مسایل پیش پاافتاده همین مساله باشد. یمن کشوری با بافت قبیلگی است حکومت علاقمند است مردم درگیر نزاعهای مسلحانه قبیلگی باشند و چندان درگیر مسایل سیاسی نشوند ولی همین سیاست به ضرر حاکمیت یمن تمام شد چون باعث شد مخالفان حاکمیت مسلح شوند. طبیعى است که این گروه هم مى‏تواند اسلحه مورد نیاز خودش را تامین کند. این گروه مسلح در حالى به مبارزه ادامه مى‏دهد که موضعى دفاعى دارد؛ چرا که در هر شش جنگ، حکومت شروع کننده جنگ بود. نکته مهمتر اینکه در تمامى این جنگ‏ها، باز هم این حکومت یمن است که درخواست آتش بس و مصالحه مى‏کند. این نشان‏دهنده ضعف نظامی ارتش حکومت یمن در مقابل این گروه است.
وقتى در جنگ اخیر به نتیجه نرسیدند، زمینه برای مصالحه آماده شده بود. جمهورى اسلامى ایران پیشقدم شد و قرار بود آقاى متکى وزیر خارجه کشورمان به یمن برود تا قضیه را فیصله داده و بین طرفین مصالحه ایجاد شود. چون حدود سه ماه و اندى است که این جنگ(جنگ ششم) ادامه پیدا کرده.
ولى ناگهان دولت یمن اعلام مى‏کند که وزارت خارجه یمن به دلیل اشتغالات فراوان کارى، نمى‏تواند از وزیر خارجه ایران استقبال کند و در فرصت بعدی از ایشان دعوت خواهند کرد که تا امروز هم این دعوت انجام نگرفته است. وزارت امور خارجه ایران رسما بار دیگر برای وساطت اعلام آمادگی کرد که دولت یمن با کمال وقاحت این اقدام انسانی و اسلامی ایران را رد کرد و گفت: مردم یمن نیازمند به وصی نیستند!!
از طرف دیگر همزمان با لغو سفر وزیر خارجه کشورمان به یمن، دخالت نظامى عربستان سعودى شروع مى‏شود. داستان از این قرار است که عربستان به یمن پیغام مى‏دهد که برای حل مشکل پاى ایران را به میان نیاور! عربستان به یمن تعهد می دهد با تکیه بر  توان نظامى اش جریان حوثی را یک بار و برای همیشه ریشه کن خواهد کرد؛ ولى تا امروز که بیش از ده روز از مداخله نظامى عربستان مى‏گذرد، شیعیان هنوز به مقاومت خویش ادامه داده و همزمان در دو جبهه مى‏جنگند. روزشمار این مقاومت دلیرانه را می توانید در سایت های جریان الحوثی به ویژه سایت المنبر نت و صعده آنلاین مشاهده کنید.

جنگی بین المللی
امروز فضاى رسانه‏هاى بین‏المللى علیه ایران از سه عنصر ترکیب  یافته: ایران‏هراسى، شیعه‏هراسى و اسلام هراسى. غرب و همپیمانانش در کشورهاى عربى دست به دست هم داده‏اند و ایران را به عنوان اصلى‏ترین رهبر خط مقاومت اسلام و تشیع مورد هجمه قرار می دهند. هم احساسات مذهبى، هم احساسات قومیتی و هم احساسات دینى مردم جهان را علیه جمهورى اسلامى ایران تحریک مى‏کنند.
امروز عربستان و یمن شیعیان مظلوم این کشور را به عنوان قربانى ایران هراسى ذبح مى‏کنند تا ایران را متهم کنند که به اینها تسلیحات داده و مى‏خواهد در امور داخلى کشورهاى دیگر دخالت کند. هدفشان این است که برای امتیاز گرفتن در پرونده های بین المللی  مانند مذاکرات انرژی هسته ای از ایران امتیاز بگیرند.
یقینا ارتش یمن به تحریک عربستان سعودى و همچنین عربستان به دستور آمریکا در عرصه بین الملل این جنگ را شروع کرده اند.  در این موضوع شکى نیست.
متهم کردن ایران به آشوب نظامی در کشورهای اسلامی بی پایه و واهی است. اگر استراتژى ما این بود که از طریق نظامى در کشورهاى دیگر دخالت کنیم یا از طریق تسلیحات نظامى شیعیان جنبش الحوثى را تقویت کنیم، تا به حال حوثی ها یمن و عربستان را یک جا تصرف کرده بودند.
مگر حزب‏الله لبنان نمى‏تواند کودتاى نظامى کند و یک شبه حکومت این کشور را به دست بگیرد؟ وقتى آمریکا به بهانه تاسیس شرکت های امنیتی، مخالفین حزب‏الله را مسلح کرد و با قطع شبکه مخابراتی حزب الله بستر درگیری نظامی را فراهم کرد، حزب‏الله در  مدت دو شبانه گروه های مخالف را خلع سلاح کرده اسلحه آنها را تحویل ارتش لبنان داد. آیا حزب الله توان ایجاد کودتای نظامی را نداشت؟ اساسا ایران قصد ندارد طرفدارانش را در کشورهای دیگر به مبارزه نظامى علیه حکومتهایشان ترغیب کند که اگر چنین راهبردى داشت تا حالا خیلى از کشورها حکومتشان عوض شده بود. جمهورى اسلامى ایران طرفداران خود را به مشارکت در فرآیند سیاسى و راهکارهای مسالمت آمیز تشویق می کند در عین حال این گروه ها هیچ کدام نمی پذیرند مورد تعدی و تجاوز قرار بگیرند. حکومت یمن هم به برای پوشش دادن به شکست ها و ضعف خود در مقابل این جنبش، ایران را به دخالت در امور داخلی یمن متهم مى‏کند، در حالى که همه مى‏دانند این تهمت ها از اساس دروغ است.
حوثی ها شش سال است که با تمام محرومیت و استضعاف روى پاى خودشان ایستاده اند و مقاومت می کنند.
بنابراین، شعله‏ور شدن این جنگ که همیشه از طرف حکومت یمن بوده است، اهرمی جهت اعمال فشار سیاسى علیه ایران و آتش تهیه ای براى جنگ سرد بین ایران و آمریکاست.
و این مظلومان مخلص و مجاهد فى‏سبیل‏الله در حقیقت قربانیان این توطئه زشت آمریکا و همدستانش در منطقه یمن و عربستان هستند

سخنرانی حجت‏الاسلام حمیدرضا غریب‏رضا مدیر موسسه گفت و گوى دینى قم، در جلسه هفتگى انصارحزب‏الله

منتشر شده در نشریه یالثارات الحسین(ع)

دیدگاه‌ها خاموش
بسیج دانشجویی، آخرین یادگار خمینی کبیر (ره)

بسم الله الرحمن الرحیم
تشکیل بسیج در نظام جمهوری اسلامی ایران یقینا از برکات و الطاف جلیه خداوند تعالی بود که بر ملت عزیز و انقلاب اسلامی ایران ارزانی شد.

در حوادث گوناگون پس از پیروزی انقلاب خصوصا جنگ‚ بودند نهادها و گروه های فراوانی که با ایثار و خلوص و فداکاری و شهادت طلبی‚ کشور و انقلاب را بیمه کردند. ولی حقیقتا اگر بخواهیم مصداق کاملی از ایثار و خلوص و فداکاری و عشق به ذات مقدس حق و اسلام را ارائه دهیم‚ چه کسی سزاوارتر از بسیج و بسیجیان خواهند بود! بسیج شجره طیبه و درخت تناور و پرثمری است که شکوفه های آن بوی بهار وصل و طراوات یقین حدیث عشق می دهد. بسیج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش بر گلدسته های رفیع آن‚ اذان شهادت و رشادت سر داده اند. بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشه پاک اسلامی است که تربیت یافتگان آن‚ نام و نشان در گمنامی و بی نشانی گرفته اند. بسیج لشکر مخلص خداست که دفتر تشکل آن را که همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضا نموده اند.

من همواره به خلوص و صفای بسیجیان غبطه می خورم و از خدا می خواهم تا با بسیجیانم محشور گرداند‚ چرا که در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجی ام. من مجددا به همه ملت بزرگوار ایران و مسئولین عرض می کنم چه در جنگ و چه در صلح بزرگترین ساده اندیشی این است که تصور کنیم جهانخواران خصوصا آمریکا و شوروی از ما و اسلام عزیز دست برداشته اند لحظه ای نباید از کید دشمنان غافل بمانیم‚ در نهاد و سرشت آمریکا و شوروی کینه و دشمنی با اسلام ناب محمدی – صلی الله علیه و آله و سلم – موج می زند باید برای شکستن‚ امواج طوفان ها و فتنه ها و جلوگیری از سیل آفت ها به سلاح پولادین صبر و ایمان مسلح شویم. ملتی که در خط اسلام ناب محمدی – صلی الله علیه و آله و سلم – و مخالف با استکبار و پول پرستی و تحجرگرایی و مقدس نمایی است‚ باید همه افرادش بسیجی باشند و فنون نظامی و دفاعی لازم را بدانند‚ چرا که در هنگامه خطر ملتی سربلند و جاوید است که اکثریت آن آمادگی لازم رزمی را داشته باشد.

خلاصه کلام‚ اگر بر کشوری ندای دلنشین تفکر بسیجی طنین اندازد‚ چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گردید و الا هر لحظه باید منتظر حادثه باشیم. بسیج باید مثل گذشته و باقدرت و اطمینان خاطر به کار خود ادامه دهد. امروز یکی از ضروری ترین تشکل ها‚ بسیج دانشجو و طلبه است. طلاب علوم دینی و دانشجویان دانشگاه ها باید با تمام توان خود در مراکزشان از انقلاب و اسلام دفاع کنند‚ فرزندان بسیجی ام در این مراکز‚ پاسدار اصول تغییر ناپذیر ((نه شرقی و نه غربی)) باشند. امروز دانشگاه و حوزه از هر محلی بیشتر به اتحاد و یگانگی احتیاج دارند. فرزندان انقلاب به هیچ وجه نگذارند ایادی آمریکا و شوروی در آن دو محل حساس نفوذ کنند. تنها با بسیج است که این مهم انجام می پذیرد. و مسائل اعتقادی بسیجیان به عهده این دو پایگاه علمی است. حوزه علمیه و دانشگاه باید چارچوب های اصیل اسلام ناب محمدی را در اختیار تمامی اعضای بسیج قرار دهند. باید بسیجیان جهان اسلام در فکر ایجاد حکومت بزرگ اسلامی باشند و این شدنی است‚ چرا که بسیج تنها منحصر به ایران اسلامی نیست‚ باید هسته های مقاومت را در تمامی جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد. شما در جنگ تحمیلی نشان دادید که با مدیریت صحیح و خوب می توان اسلام را فاتح جهان نمود. شما باید بدانید که کارتان به پایان نرسیده است‚ انقلاب اسلامی در جهان نیازمند فداکاری های شماست مسئولین تنها با پشتوانه شماست که می توانند به تمامی تشنگان حقیقت و صداقت اثبات کنند که بدون آمریکا و شوروی می شود به زندگی مسالمت آمیز توام با صلح و آزادی رسید. حضور شما در صحنه ها موجب می شود که ریشه ضدانقلاب در تمامی ابعاد از بیخ و بن قطع گردد.

من دست یکایک شما پیشگامان رهایی را می بوسم و می دانم که اگر مسئولین نظام اسلامی از شما غافل شوند‚ به آتش دوزخ الهی خواهند سوخت. بار دیگر تاکید می کنم که غفلت از ایجاد ارتش بیست میلیونی‚ سقوط در دام دو ابرقدرت جهانی را به دنبال خواهد داشت. من از تمامی بسیجیان خصوصا از فرماندهان عزیز آن تشکر می کنم و از دعای خیر برای این فرزندان با وفای اسلام غفلت نخواهم نمود. خداوند شهدای عزیز و گمنام بسیج را که به نعمت همجواری اهل بیت – علیهم السلام – متنعم و جانبازان عزیز را شفا و اسرا و مفقودین عزیز را سالما به اوطانشان بازگرداند و هر روز بر عظمت و شوکت این نهاد مقدس و مردمی که پیروان اسلام عزیز و حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا لمقدمه الفدا هستند بیفزاید.

والسلام علیکم و رحمه الله
روح الله الموسوی الخمینی
۲ آذرماه ۱۳۶۹

دیدگاه‌ها خاموش